یاری یا خودنمایی در شبکه های اجتماعی؟

به گزارش مجله بابلسر، انتشار فیلم و عکس های حاوی تصاویر بچه ها محروم، لایک خورش بالاست. این را حالا خیلی ها فهمیده اند. فقر آنها برای اینفلوئنسرها لایک و فالوئر می آورد. در این میان اما کسی توجه نمی کند که ما اصولاً اجازه انتشار تصاویر این بچه ها را نداریم. در واقع آن چه نقض می گردد، حقوق این بچه ها است؛ آن هم به خاطر چند لایک بیشتر.

یاری یا خودنمایی در شبکه های اجتماعی؟

به گزارش مجله بابلسر، مریم طالشی، گزارش نویس، در روزنامه ایران نوشت: بچه ها کتاب و دفترهایشان را روی سرشان گذاشته اند و مدادها را پشت گوش. شادمانه می خندند و سمت مدرسه می روند؛ مدرسه ای که تازه بازسازی شده و رنگ و رویی جدید پیدا نموده. دارم فکر می کنم کاش قبل آمدن برای بچه ها چند تا کیف و لوازم التحریر می آوردم. توی دلم می گویم این بار حتماً این کار را می کنم. در واقع این، اولین چیزی است که به ذهنم می رسد. آقای مدیر که غرق تماشای شادی بچه ها به خاطر مدرسه جدیدشان است، می گوید: سال جاری کولر داریم و دیگر بچه ای سر کلاس از گرما غش نخواهد کرد. آخر می دانید، گرمای چابهار، پاییز و بهار نمی شناسد. می گویند اینجا زیاد پیش می آید بچه ها از گرما بیهوش شوند. به خاطر همین ساعت مدرسه رفتن شان با بقیه فرق می نماید، 6 صبح می روند و 11 برمی گردند. مصداق حرف آقای مدیر را همانجا جلوی چشمم می بینم وقتی دانش آموزی 9، 8 ساله سر صف آغاز سال تحصیلی جدید زیر آفتاب حالش بد می گردد و غش می نماید. آنجاست که می فهمم بچه های مناطق محروم احتیاجهای مهم تری دارند که شاید به چشم ما نیاید. این خاطره مال دو سال پیش است، زمانی که روز اول مهر برای تهیه گزارش به یکی از روستاهای منطقه دشتیاری چابهار در استان سیستان و بلوچستان رفته بودم.

چند سالی است که بحث یاری به مناطق محروم بخصوص در آستانه بازگشایی مدارس در شبکه های اجتماعی به شکل گسترده ای مطرح می گردد. خیلی ها را می بینیم که مقداری لوازم التحریر یا خوراکی می خرند و راهی روستایی می شوند تا به زعم خودشان به بچه ها فقیر یاری نمایند. البته برای خیلی ها این کار بدون دریافت فیلم و عکس و انتشار آن هیچ لطفی ندارد. به هر حال بقیه باید ببینند که او یک نیکوکار است. حالا این که انتشار تصویر آن کودک بر خلاف حقوق بچه ها است و این که ممکن است چه تبعاتی برای او داشته باشد، دیگر ربطی به خیر شادمان ندارد.

مینا کامران، تسهیل گر امور روستایی و فعال حوزه آموزش کودک است. او تجربه سال ها سفر به مناطق محروم و احتیاجسنجی در این مناطق و کار در حوزه آموزش را دارد.

اولین سؤالی که از او می پرسم این است که آیا هر کسی می تواند خودش به تنهایی یکسری لوازم التحریر یا هر وسیله دیگری تهیه کند و برای یاری به مناطق محروم ببرد؟ می گوید: اگر مسأله خیلی فردی باشد، این که خودمان شخصاً اقدام کنیم، مسئله ای ندارد. مثل این که فرد آشنایی به ما بگوید کسی احتیاج به یاری دارد و ما وسایلی را که او احتیاج دارد، تهیه کنیم و به دستش برسانیم اما وقتی این کار در منظر اجتماعی قرار می گیرد و بُعد گسترده ای پیدا می نماید، ما به هیچ وجه این اجازه را نداریم. کسی صرفاً با یکی - دو بار سفر به مناطق محروم نمی تواند به این نتیجه برسد که افراد واقعاً احتیاجمند هستند یا نه. چون بافت زندگی آنها با ما خیلی فرق می نماید و در واقع از شکل زندگی شان نمی توانیم چنین نتیجه گیری کنیم چون آنها چیزهای دیگری برایشان مهم است و ما چیزهایی دیگر. وقتی به جایی سفر می کنیم و می بینیم کسانی در کپر زندگی می نمایند، یک نتیجه گیری ساده می کنیم که پس آنها فقیرند در صورتی که آدم هایی که زیاد به این مناطق سفر می نمایند و با آنها دمخور هستند، می دانند لزوماً چنین چیزی نیست و هر جامعه ای اقتضائات فرهنگی و مالی خودش را دارد. اشخاص وقتی از منظر بیرونی نگاه می نمایند، چون با زندگی خودشان مقایسه می نمایند سریع نتیجه گیری می نمایند که پس این ها چون فلان امکانات را ندارند، آدم های فقیری هستند، نمی گویم نیستند اما فهمیدن این که فقیرند یا نه، لزوماً کار راحتی نیست و بدتر از آن این است که فکر کنیم بلافاصله باید آغاز کنیم به فرستادن لوازم التحریر.

پس باید چه کار کنیم وقتی دلمان می خواهد یاری کنیم؟ کامران در پاسخ به این سؤال می گوید: بهترین کار این است که به انجمن های شناخته شده ای که دارند این کار را می نمایند اعتماد کنیم؛ خیریه های ثبت شده ای که دارند خوب کار می نمایند و کرامت انسانی را زیر پا نمی گذارند. حتی اگر به انجمن های مردم نهاد اعتماد نداریم، به وسیله معلم هایی که این کار را می نمایند اقدام کنیم که آن فرد هم باید با شروطی این کار را انجام دهد چون حتی می بینیم بعضی از معلم ها هم در اینستاگرام صفحه دارند و با گذاشتن عکس بچه ها، کرامت انسانی آنها را زیر سؤال می برند.

مسأله مهم در کار نیکوکارانه این است که کرامت انسانی باید مورد توجه قرار بگیرد و حقوق بچه ها رعایت گردد. ما خودمان تجربه چنین کارهایی را داشته ایم و حالا می خواهیم درباره شان حرف بزنیم که کس دیگری اشتباه 10 سال پیش ما را تکرار نکند.

من خودم دیده ام که یک فیلم کوتاه چطور در زندگی یک بچه تأثیر گذاشته. ما کمپینی داشتیم که می خواستیم مدرسه ای را بازسازی کنیم و برای این کار یک فیلم کوتاه درست کردیم که در آن حتی اشاره ای نکردیم که اینها فقیرند. در این فیلم پسربچه ای بود که با لهجه شیرین خراسان جنوبی می گفت سرویس بهداشتیامون ریکا نداره. اتفاقاً کسانی که فیلم را دیدند، خیلی خوش شان آمد و این بچه را خیلی دوست داشتند اما این بچه در جامعه محلی خودش مورد تمسخر نهاده شد. او در روستای خودش به آقای ریکا معروف شد و به خاطر همین دیگر دلش نمی خواست مدرسه برود چون بچه ها مسخره اش می کردند. مسأله این است که ما در آن جامعه زندگی نمی کنیم و نمی دانیم چه مسائلی ممکن است برای بچه به وجود بیاید.

همین عکس و فیلم دریافت ها و انتشار آن اتفاقاً در جامعه محلی بیشتر به بچه آسیب می زند. کسی در تهران بچه را نمی شناسد مگر مواردی مثل آن ویدئوی شیب بام که خیلی وایرال شد. اما این عکس و فیلم ها که در شبکه های اجتماعی منتشر می گردد، معمولاً برای یاری رسانی های سطحی اند اما در جامعه محلی و فضای روستا به بچه آسیب می رساند.

یاری کردن بی حساب و کتاب و تبلیغ در شبکه های اجتماعی البته نوعی توقع را در بعضی جوامع محلی به وجود می آورد، طوری که ممکن است احتیاجمندان واقعی شناسایی نشوند: ما الان هر روستایی می رویم خصوصاً روستاهای مرکزی ایران، تعداد زیادی بچه دورمان جمع می شوند و می گویند خاله چی آورده ای؟ و این درخواست را از همه دارند، چه فعال اجتماعی و چه توریست، در صورتی که قبلاً اصلاً این طور نبود. مادرهایشان هم آن قدر تضرع می نمایند که فکر می کنی وضعیت شان چقدر وحشتناک است اما داخل زندگی شان که بروی، می بینی همه تقریباً هم سطح هم هستند و زندگی نرمالی به نسبت یک زندگی روستایی دارند. من منکر این نیستم که خیریه باید وجود داشته باشد و خدمات آموزشی و بهداشتی ارائه گردد اما این که چطور این کار انجام گردد مهم است.

چه یاریی اولویت دارد؟ این سؤالی است که احتمالاً در ذهن خیلی هایمان شکل گرفته. مینا کامران می گوید: الان خیلی ها دارند لوازم التحریر جمع می نمایند و به مناطق محروم می فرستند در حالی که واقعاً احتیاج خیلی جاها لوازم التحریر نیست و خیلی بعید است دانش آموزی به خاطر نداشتن کیف و دفتر ترک تحصیل کند. من الان خبر دارم برای یک روستا از سه سمت دارد لوازم التحریر فرستاده می گردد. به خاطر این که دم دستی ترین و راحت ترین شکل یاری کردن است و هر کس اولین چیزی که به ذهنش می رسد همین است.

مشکل عمده در بسیاری از روستاهای محروم ما، پایین بودن کیفیت آموزشی است. معلم ندارند یا سربازمعلم و معلم خریدخدمت دارند. ما بچه کلاس پنجمی داشتیم که خواندن و نوشتن بلد نبود. اما آدم ها متأسفانه دم دستی ترین کار ممکن را در نظر می گیرند و به اشتباه می گویند بچه به خاطر نداشتن لوازم التحریر ترک تحصیل می نماید. در صورتی که دلایل مهم تری برای ترک تحصیل دانش آموزان مناطق محروم وجود دارد. متأسفانه این شکل یاری کردن، سطحی نگری را در جامعه باب می نماید و باعث می گردد مسائل و مسائل اصلی در بحث آموزش دیده نگردد. باید احتیاجسنجی درست انجام گردد و هر انجمنی بتواند مثلاً 10 تا روستا را پوشش دهد. احتیاج واقعی باید دیده گردد، مثل این که مدرسه کولر ندارد و بچه توی گرما درس می خواند یا بچه ها آب بهداشتی برای خوردن ندارند.

انتشار فیلم و عکس های حاوی تصاویر بچه ها محروم، لایک خورش بالاست. این را حالا خیلی ها فهمیده اند. فقر آنها برای اینفلوئنسرها لایک و فالوئر می آورد. در این میان اما کسی توجه نمی نماید که ما اصولاً اجازه انتشار تصاویر این بچه ها را نداریم. در واقع آن چه نقض می گردد، حقوق این بچه ها است؛ آن هم به خاطر چند لایک بیشتر.

منبع: خبرگزاری ایسنا
انتشار: 5 آبان 1398 بروزرسانی: 6 مهر 1399 گردآورنده: babalaser.ir شناسه مطلب: 7

به "یاری یا خودنمایی در شبکه های اجتماعی؟" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "یاری یا خودنمایی در شبکه های اجتماعی؟"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید